تبلیغات
رضوانی - برادر ضرغامی برایتان متأسفم
رضوانی
می نگارم به امید بهشتی بودن
یکشنبه 21 فروردین 1390 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک

برادر ضرغامی

اگر نامه ام به دستتان نرسیده برایتان متأسفم به خاطر اینکه نمی شود نامه ای با این اهمیت را چه از طریق ایمیل وب سایت حوزه ریاست سازمان چه نمابر دفتر کارتان و چه نمابر معاونت مجلس و امور استانها به دست شما رساند.

اگر اطرافیانتان نگذاشته اند نامه ام به دستتان برسد باز هم برایتان متأسفم که در این چندین سالی که در رأس سازمان صدا و سیما هستید نتوانستید منافقان و معاندان نظام را حداقل از دور و برتان دور کنید چون می دانم محو کردن رد پای خائنین به انقلاب و اسلام از همه بدنه صدا وسیما کار بس دشواری است.

اگر هم نامه ام را خوانده اید و هیچ عکس العملی نشان نداده اید باز هم برایتان متأسفم چون بنده با سه واسطه هنرمند سازمان شما هستم که چند سالی برای رادیو ایران، ورزش، صدای آشنا، جوان و قزوین و شبکه 3 سیما و شبکه استانی سیمای قزوین هنرم را ارائه دادم.

و متأسفم برای مسئولین استانم که می دانند در صدا وسیمای مرکز قزوین چه می گذرد و چه تعداد از شخصیت های کشوری و لشکری استان قزوین به حکم شخصی مغرورانه ی مدیر کل منصوب شما ممنوع التصویر و ممنوع الصدا هستند ولی برای حل این معضل کاری نمی کنند یا شاید هم نمی توانند کاری بکنند.

متن نامه ام رابرای اطلاع آحاد امت حزب الله قزوین در وبلاگم منتشر می کنم تا شاید باز  هم خود مردم به داد انقلاب و ارزشهای آن برسند تا به لطف خداوند متعال صدا سیمای قزوین این دانشگاه عمومی  که باید روزانه به هزاران نفر شنونده و بیننده آگاهی و خوراک فکری بدهد از لوث وجود معاندین نظام اسلامی پاک شود و به دست صالحانش بیفتد.

تارخ: 15/1/1389

پیوست: صلوات

تعداد برگ: 4 برگ

 

به نام خدا

رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق

 واجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

 

به : ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

از : گوینده ی اخراجی صدا و سیمای مرکز قزوین

موضوع: مدیرکل صدا وسیمای مرکز قزوین

جناب آقای ضرغامی با سلام و احترام

ضمن قدر دانی از تلاشهای شما در سازمان صدا و سیما مطالبی را به عرض حضرتعالی می رسانم.

وقتی در اردیبهشت ماه سال 1387 پس از گذراندن موفق آزمون های صدا و اجراء و سپری شدن مراحل گزینش به عنوان گوینده رادیو وارد مجموعه صدا و سیما شدم خوشحال بودم که میتوانم تجاربی را که در فعالیت های فرهنگی و مذهبی در هیئت های مذهبی و بسیج دانشجویی کسب کرده ام در عرصه رسانه ملی که اثرگذاری، گستردگی و شمول بیشتری نسبت به سایر رسانه ها دارد، به کار بندم، سازمانی که زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری امام خامنه ای (حفظه الله) است و ایشان در این رابطه در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما (‏‏11/9/1383) فرمودند:«امروز جنگ دنیا، جنگ رسانه‏هاست. پیشرفت كارها و سیاستهاى بین‏المللىِ دستگاه‏هاى مختلف و جبهه‏هاى گوناگون، به‏وسیله‏ى تبلیغ، خبرسازى، مفهوم‏سازى و تبیین‏هاى درست و نادرست دارد انجام مى‏گیرد»

 شنیده بودم که تآثیر گذاری دین در قالب رسانه ملی نیاز به خلاقیت و طرح های نو دارد، مشغول به کار شدم و تلاش خود را معطوف به اهداف اسلامی ام نمودم، ولی به مرور که با ناملایمات و بی مهری ها و پرداختن کلیشه ای به برنامه های دین محور و توجه ویژه مدیران صدا و سیمای مرکز قزوین به برنامه های ساختگی، صرفا برای ارسال به تهران برای کسب امتیاز و پاداش و بی احترامی های مکرر به شخصیت حرفه ای افراد در جایگاه های مختلف به ویژه هنرمندانی که به شکل برنامه ای با سازمان همکاری داشتند( مثل بنده ی حقیر) و کم توجهی به خواست و نیاز مخاطبان در شبکه استانی قزوین مواجه شدم از آرمان هایی که داشتم کمی دلسرد شدم اما امیدوار بودم؛ تا اینکه در اواسط سال 1388 با تغییر در مدیریت کلان مجموعه و با رفتارهای دور از ذهن مدیر کل جدید به کلی فراموش کردم که کجا هستم و رسالت سازمانی که با آن همکاری می کنم چیست.

آقای رئیس از راه نرسیده خودروی ملی سمندی را که مدیر کل قبلی( جناب آقای معصومی فر) خودش پشت فرمان می نشست و استفاده می کرد، کنار گذاشتند و دستور دادند تا شیشه ی خودروی عریض و طویل سرانزای مرکز را دودی کنند و با راننده ای اختصاصی در اختیارشان بگذارند که البته پس از گذشت چند ماه به پژو پارس که برای همه مدیران مد شده تغییر یافت، ندیده ام اما زیاد شنیده ام تا درب خودرو را برایشان باز نکنند پیاده نمی شوند.

 چند روزی نگذشته بود که دیدیم کارگران بر سردر ورودی مرکز در حال نصب تابلوی بزرگی با نوشته یاعلی به خطی نه چندان زیبا  (بنا بر نظر استاد پیله چی قزوینی، خوشنویس بنام قزوین) به رنگ سبز هستند که نمی دانم در غبار فتنه سبز در آذر 88 این اقدام به چه منظوری صورت گرفت.

چند روز بعد شنیدیم ساختمان سه طبقه ای برای آقای رئیس در ملا صدرای قزوین که از محله های مرفه نشین است اجاره کرده اند و بالغ بر 1.5 میلیون تومان اجاره در ماه از بودجه ی بیت المال (بخوانید بیت الحال) پرداخت می شود تا ایشان چند روزی که در هفته، قزوین تشریف دارند در آن مکان استراحت کنند چون منزلشان در تهران است و حاضر به کوچ خانواده به قزوین نشدند و خوب است که بدانید این ساختمان 3 طبقه الان بلا استفاده است چون ایشان در اداره و در دفتر کارشان سکنی گزیده اند.

 از همان هفته های اول برنامه های ویژه ای در آخر هر هفته با حضور چهره های برجسته ی هنری کشور آغاز شد؛ البته با پرداخت مبالغ چند میلیونی به آن هنرمندان، که بعدها آقای رئیس فرمود اگر من این میهمانها را نمی آوردم هیچ کس شبکه شما را نگاه نمی کرد و این گونه بود که تحقیرها از جانب جنابشان آغاز شد.

چندی بعد دستوری رسید مبنی بر اینکه هنگام هر سه اذان صبح، ظهر و مغرب باید حتما فقط اذان مرحوم مؤذن زاده اردبیلی از رادیو پخش شود، پرسیدیم چرا؟ خبر آمد که آقای رئیس آذری هستند و فرموده اند من این اذان را دوست دارم.

ماجرای بعدی آقای رئیس که برایمان تأسف برانگیز بود اخراج امام جماعت محترم مرکز بود که روحانی جوان و متبسم حجت الاسلام ... به خاطر دعوت مشفقانه از آقای رئیس برای یکبار حضور در نماز جماعت مرکز برای دلگرمی کارکنان، اخراج شد که به تو چه ربطی دارد که من نماز می آیم یا نه!

همین روزها بود که چند نفری هم از کارمندان و مدیران اخراج شدند بدون اینکه  دلیل آن فاش شود روزها سپری می شد با ترس و وحشت که رفیقان می روند نوبت به نوبت بدا آن دم که نوبت بر من آید! بد نیست بدانید اخراجی ها آنقدر شایستگی داشتند که بلافاصله پس از اخراج در سایر نهادهای دولتی قزوین در مسئولیت های مهمتر و حساس تر به کارگیری شدند.

روزی آقای رئیس در محوطه مرکز در جمع چندین نفره کارمندان به معاونت پشتیبانی فنی مرکز آقای مهندس ...  در رابطه با موضوعی تخصصی فنی فرمودند تو به اندازه چهارپا (البته با لفظی ناشایست که تکرار آن دور از ادب است) هم نمی فهمی!!! و موجب تحقیر ایشان شدند.

دستوری شفاهی آمد که در برنامه ها به هیچ وجه از شهرداری قزوین نامی برده نشود گفتیم چرا؟ آقای رئیس فرمود چون من میگویم، گفتیم مکتوب کنید دستور العمل شود پاسخی از بالا نیامد.

اما باز هم نوشتن یا علی این بار بر دامنه کوه در نزدیکی ایستگاه فرستنده و مشرف به جاده قزوین رشت با هزینه ای بالغ بر پنجاه میلیون تومان؛ سازه ای بتنی که هفته ها کار ساخت آن به طول انجامید. ای کاش به جای نوشتن یا علی بر سر در مرکز و دامنه کوه کمی نام و یاد مولایمان امیر المؤمنین علی (ع) را با رفتار علوی بر قلبمان حک می کردند، باید یا علی بگوییم و مانند رهبر و مقتدایمان سید علی خامنه ای، علوی زندگی کنیم تا مردم در عمل «یا علی» را با جان و دل درک کنند.

ببخشید نامه ام طولانی شد اما باید بگویم که در نیمه دوم سال همکارانم به دلیل کسر بودجه حق الزحمه خود را با تأخیر چند ماهه دریافت کردند، شاید هم برخی هنوز دریافت نکرده اند.

می خواهم ادامه دهم اما می ترسم برای حرف هایم مدرک بخواهید که آن وقت شرمنده می شوم چون آقای رئیس زرنگ تر از این حرف ها هستند که رد پایی از خود به جا بگذارند، رفتار هایی هم که ذکر شد واضحات البارهات است، که از هر کسی در مرکز قزوین و چه بسا افراد زیادی در سطح شهر قزوین بپرسید تأیید می کنند.

بند پایانی، ماجرای توبیخ و اخراج بنده از مرکز است، که به قدری از این توهین و تحقیر عصبانی هستم که اگر مقام معظم رهبری امام خامنه ای (حفظه الله) به صراحت بنده و امثال بنده را از توهین کردن منع نکرده بودند چند سطری به ناسزا گویی این مدیر ... شما قلم فرسایی می کردم؛

اواخر بهمن ماه 89 در برنامه ی صبحگاهی رادیو قزوین بعنوان گوینده دوم خبری را پس از تأیید تهیه کننده برنامه به نقل از یکی از خبرگزاری های معتبر کشور خواندم « مدیر کل تربیت بدنی قزوین: ورزشکاران اخلاق را در کنار ورزش سرلوحه کار خود قرار دهند»؛ که منجر به عصبانیت آقای رئیس شد و بنده را نفوذی تربیت بدنی لقب داد و دستور اخراج مرا شفاهی صادر کرد که فلانی دیگر نیاید؛ تهیه کننده و مدیر محترم تولید صدا متعجب، پیگیری کردند و متوجه شدند که چند روزی است مدیر کل تربیت بدنی استان قزوین هم به لیست سیاه آقای رئیس اضافه شده که رادیویی ها بی خبر مانده اند؛ لیست سیاه به هیچ عنوان به طور رسمی اعلام نمیشود فقط دهان به دهان شنیده بودیم که بردن نام شهرداری و شهردار قزوین، هریک از اعضای شورای شهر قزوین، فرمانده سپاه صاحب الامر استان قزوین، رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه استان، فرمانده نیروی انتظامی استان قزوین و کلیه معاونین ، فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی استان قزوین، مدیر کل مخابرات استان قزوین و مدیران زیر مجموعه، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین، فرماندار شهرستان قزوین، بخشدار بخش محمدیه و شهردار شهر محمدیه، مدیر کل نهاد کتابخانه های استان قزوین, شاعر سرشناس بسیجی قزوینی و... اکیدا ممنوع است و مجازاتش اخراج گوینده است. مدیر تولید صدا با توضیح اینکه نمی دانستیم مدیر کل تربیت بدنی هم به این لیست اضافه شده ایشان را متقاعد کردند که به کارم ادامه دهم ولی از آن پس خبرها باید به تأیید معاونت خبر مرکز می رسید. دو هفته ای این امر آقای رئیس اطاعت شد تا این خبر را خواندم که امضای معاونت خبر هم بالای برگه بود: «معاون شهردار قزوین: جشنواره ملی اسباب بازی از 25 اسفند 89 تا 15 فروردین 90 در قزوین برگزار می شود» که ناگهان به خاطر وجود عبارت شهردار در متن خبر تلفن به صدا درآمد و فریاد های آقای رئیس که این فلانی رو بیندازید بیرون و تماس با حراست که فلانی را دیگر داخل راه ندهید، و این بار دیگر توضیح مدیر تولید صدا هم افاقه نکرد.

این عادت آقای رئیس است به این شکل و نمی دانم با چه قصدی، هنرمندان و کارمندان را اخراج و تحقیر میکند و چند هفته بعد وقتی اخراجی ها به خاطر کار نکرده شان، نامه های عذر خواهی روانه دفتر آقای رئیس می کنند، به سر کار خود باز می گردند البته حق دارند شاید تنها منبع درآمدشان همین هنرشان است برای بنده هم نامه ننوشته پس از دو هفته گفتند برگرد چون متوجه شدند این یکی گاف بزرگی است که گوینده به خاطر خواندن خبری که امضای تأیید پای آن است اخراج شود، شاید اخراج هنرمندان قبلی به خاطر رنگ پیراهن( قهوه ای سوخته به جای مشکی) هنگام اجرای ویژه برنامه ی شب قدر سیما، یا اجرا در شبکه سراسری بدون اجازه آقای رئیس و یا پاسخ ندادن تهیه کننده هنگام پخش برنامه زنده رادیو به تلفن همراهش غافل از اینکه آقای رئیس پشت خط است و یا اخراج مجری سیما به خاطر اینکه از معطلی زیاد در پشت در بسته ی دفتر آقای رئیس(که معمول است) عصبانی شده بود و صدایش را برای مسئول دفتر بالا برده بود؛ توجیه داشته باشد اما اخراج گوینده ی رادیو برای خواندن صحیح خبری که از چند فیلتر گذشته برای خود آقای رئیس هم جالب و تجربه جدیدی بود. با اجازه ی شما بنده بازنگشتم چون یاد گرفته ام نان بازویم را بخورم نه نان به نرخ روز و هنوز عزت نفسی برایم باقی مانده تا این رفتار غیر اسلامی و غیر اخلاقی آقای رئیس خونم را به جوش بیاورد و قید هنر و علاقه و درآمد و اهدافم در این عرصه را با شرایط کنونی صدا و سیمای مرکز قزوین بزنم.

البته باید منصفانه نقد کرد، آقای رئیس پاداش هم می دهند و تشویق هم می کنند، اگر گوینده ای در برنامه ی زنده چند کلمه به زبان آذری صحبت کند کارت هدیه 50 هزار تومانی می گیرد و مورد تفقد آقای رئیس قرار می گیرد.

جناب آقای ضرغامی این نامه را برای شما نوشتم تا مطلع شوید رفتار این مدیر شما چقدر دور است از آنچه از شما که چهره ای انقلابی و ولایی هستید و از این سازمان بزرگ و مهم که نقشی مؤثر در حفظ آرمان ها و ارزشهای اسلامی و انقلابی دارد، انتظار می رود. و این تضعیف مدیران اجرایی استان قزوین و دخالت دادن درگیری ها و خرده حساب های شخصی در کار رسانه ملی چقدر دور است از شأن این سازمان و دقیقا بر خلاف فرمایش رهبر معظم انقلاب که در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما (‏‏11/9/1383) فرمودند: «به نظر من سیاست كلى صدا و سیما باید تقویت مدیریت‏هاى اجرایى كشور باشد. من توصیه نمى‏كنم كه صدا و سیما ضعف‏ها و نارسایى‏ها و كمبودها و خداى نكرده خیانتها را پوشیده بدارد؛ نه، ضعف‏ها را هم بگوید؛ دردهایى كه جلوى چشم مردم است، عیبى ندارد صدا و سیما به آنها بپردازد؛ منتها طرح این دردها و ضعف‏ها و نارسایى‏ها باید به‏گونه‏یى باشد كه اولاً مردم را مأیوس نكند، ثانیاً مدیریت را تضعیف نكند.»

  شاید  بازرسان و معاونان شما که هرچند وقت یکبار به قزوین و مرکز شرفیاب می شوند حضرتعالی را از اوضاع مطلع کرده باشند اما خواهش می کنم از دوستانتان در استان قزوین بپرسید که نام حسین محمدیان چطور برده می شود و چه شخصیتی میان مسئولین و مردم یافته است.

در این نامه آنچه که دیده و شنیده بودم بدون هیچ تحلیلی و صرفا جهت اطلاع مرقوم کردم، تحلیل و تصمیمش با شما که اهل نظر و صاحب فکرید، قزوین شهری کهن با فرهنگ غنی و مردم شهید پرور و انقلابی است که نیازی به تعریف امثال بنده ندارد و کافیست در مورد این استان و سابقه ی فرهنگی آن به بیانات مقام معظم رهبری در سفر به استان قزوین رجوع کنیم. لذا صدا و سیما که به تعبیر امام راحل دانشگاه بزرگی است؛ در این استان سکاندار لایق و صبوری را می طلبد که بتواند با سعه صدر وتعامل با همه مدیران استان، روح امید و نشاط را به فضای عمومی جامعه استان قزوین منتقل نماید و موجبات دلگرمی دوستداران نظام را فراهم آورد. به انتظار دستور قاطع حضرتعالی برای اقدام لازم در جهت تغییر شرایط موجود در صدا و سیمای مرکز قزوین می نشینم و امیدوارم به زودی بتوانم به این عرصه بازگردم و توانایی ام را برای رضای خداوند و در راستای اهداف عالی سازمان صداو سیما به کار بندم.

                                                                           سایه ی مقام معظم رهبری مستدام باد 

                                                                                              باتشکر

                                                                                      امیر   علی اکبر بیک   

رونوشت جهت استحضار:

نماینده محترم ولی فقیه در استان قزوین

استاندار محترم استان قزوین

حجه الاسلام ابوترابی فرد نائب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی

فرمانده محترم سپاه صاحب الامر(عج)

فرمانده محترم نیروی انتظامی استان قزوین

مدیر کل محترم اطلاعات استان قزوین

مدیر کل محترم بازرسی استان قزوین

مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین

شهردار محترم قزوین

اعضای محترم شورای اسلامی شهر قزوین

مدیر کل  صدا و سیمای مرکز قزوین

 

 

 

مطلب زیبای سید محمود صارمی را در همین رابطه از اینجا بخوانید : سانسورچی ها به بهشت نمی روند

دوستداران و همرزمان شهدای قزوین می گویند: رئیس صدا وسیما بصیرت، از شهدا خجالت

هر چه می گوییم و می نویسیم انگار کوبیدن آب در هاون است.

صادقانه: چرا مسئولین به داد این فریادها نمی رسند؟!

صرفا جهت اطلاع : دیکتاتوری در سیمای قزوین

صرفا جهت اطلاع : برکناری مدیر کل صدا وسیمای مرکز قزوین

حرفی از نهان : بنی صدر ها هنوز هستند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 خرداد 1390 12:59 قبل از ظهر
به راستی كه حزب الله اهل خون دل خوردن است و ظاهرا برای این خون دل خوردن ها خط پایانی نیست
میدونم الان دیر شده ولی سیلی خوردنت مبارك
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 08:05 بعد از ظهر
مردم چه ساده میگذرندازکنارتان دیگرنداردکسی کاری به کارتان
رنگ از شماگرفته شقایق ولی دریغ
کمرنگ گشته نقش خطوط مزارتان
ازروی لطف هم شده آیا به تازگی
دستی کشیده پیرزنی برغبارتان
این سنگ های تشنه گواهندهفته هاست
حتی نگشته قطره آبی نثارتان
جزعکس های نم زده در قاب شیشه ای
انگارنیست هیچ کسی غم گسارتان
نام غریبتان چقدرخاک خورده است
ترسم زیاد هم رود این یادگارتان
فرهنگتان چه زود به بازی گرفته شد
چه زودخزان شد بهارتان
ازراههای عرش الهی که هیچ وقت
درکوچه های شهر نیفتد گذارتان
نان میخورند از قبل نامتان هنوز
سوءاستفاده می شود از اعتبارتان
رفتید تاشور بماند قراربود
تانشکنیم حرمت قول وقرارتان
بعدازشما ما مانده ایم و شعارها
یاشعرهای بی سروته.شرمسارتان

تعجیل در فرج مولایمان ونابودی همه منافقان در هرلباس وپست ومقام صلوات
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 09:21 قبل از ظهر
سلام جناب مثلا برادر
واقعا نمیدونم باید براتون چی بنویسم
اینقدر قضاوت های تند و بی پروا در مورد آدم ها کاری است بس ناشایست
شما،بله با شما هستم که معلوم نیست به چیه خودت مینازی به چند کیلو ریش؟آره
خب کاری نداره که منم میرم ریش و پشم میذارم اسم خودم رو میذارم حزب اللهی!آخه برادر من مگه دین و ایمون به ریشه؟به لباس آستین بلنده؟واقعا راست گفت یکی از دوستان ما اندر احوالات شما که:ریشوها به بهشت نمیروند!
کدوم نیروهای انقلابی؟واقعا انقلابی بودن دکی جونتون به همتون ثابت شد!برید خوش باشید که رئیس جمهور آیندمون این مشایی احمقه!بله،کی رو احمق فرض کردید!هان؟همتون فقط ماله میکشید رو کارای دکی جونتون،هرکی هرچی میگه فقط بلدید بگید حساب دکی از مشایی لعنتی جداست!!!!آره جون عمتون کدوم جدایی؟احمدی نژاد همون بنی صدره!راحتتر بگم همون منتظریه که با عدم انکار مهدی هاشمی و گندکاریاش به اون مهلکه افتاد!دیگه چی میخواید از دکی ببینید!هرکی انتقاد میکنه هی پل ارومیه رو میکشید به رخش!برید خوش باشید،مطمئن باش که اگر ذره ای به معاد و آخرت ایمان داشتی اینقدر راحت با آبروی مردم بازی نمیکردی
از خدا میخواهم که در همین دنیا به همان اندازه که با آبروی دیگران بازی کردی نه کمتر نه بیشتر آبرویت را ببرد،حضرت امیر ع میفرماید:زمانیکه بدی های دیگران را یادآور میشوی بدی های خویش را نیز به یاد آور
امیر علی اکبر بیکسیعلمون الذین ای منقلب ینقلبون
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 11:13 قبل از ظهر
من هم با نظر آقای بیک موافقم

اول تکلیف سازمان صدا و سیما روشن شود بعد از آن بدون مرزبندی های خاص و خط قرمزهای تصنعی و من درآوردی مطالبات مردم باید پیگیری شود ضمن اینکه مسئولیتهائی هم به آنها سپرده شود دوست عزیز که در مورد شهرداری صحبت کردید این قطعا یکی از مشکلات ماست اما پیشنهاد شما در مورد مطرح کردن این معضل در کجاست در بیابان که نمی توان فریاد زد ؟!
یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 09:59 بعد از ظهر
من از نوزده سالگی بعد از چند ماه کار در یکی از ارگان‌ها، بخاطر چیزایی که دیدم با خودم عهد بستم که تا ابد وارد ارگانهای دولتی و حکومتی نشم. خدا رو شکر الان که پنج سال از اون روز میگذره و عهدم رو نشکستم و به امید خدا هیچ وقت هم اینکارو نمی کنم.
عطایش را به لقایش بخشیدیم. تنها چیزی که توی این خرابشده ها براش ارزشی قائل نیستن حق الناسه...
شنبه 3 اردیبهشت 1390 11:05 قبل از ظهر
میگویند حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی میساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند.
پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!
کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت : چوب بیاورید ! کارگر بیاورید ! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!
و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!!
مدتی طول کشید تا پیرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت...
کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسیدند ؟!
معمار گفت : اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد کج میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم...
این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!
غیرتی لطفا در نظراتتون به هم تهمت نزنید؟شاید اینطور! شاید آنطور! شاید اینجور! شاید آنجور ! واقعا که! از خدا بیخبری حدی داره
جمعه 2 اردیبهشت 1390 04:18 قبل از ظهر
...بقیه
این آدم بی معرفت که بجای خرج کردن بودجه ی شهرداری در ساختن یک سیستم بازیابی زباله ی امروزی، برای خودشیرینی هر ساله اضافه ی بودجه می آورد و به مرکز برمی گرداند، و از طرف دیگر بازیابی آشغال ها را به افراد خاص کرایه می دهد تا مردم بیچاره ای بجای کار کردن در یک محیط بهداشتی و سالم به عنوان کارگر واحد بازیابی، به دست و پا زدن در میان آشغال ها و جدا کردن آهن و پلاستیک در میان پس مانده های بیمارستانی و خانگی بپردازند، آیا این باصطلاح آدم ارزش دارد که در نامه ی خود به ضرغامی ده بار از او و سازمان او نام ببرید؟
این یکی از معضلات قزوین است ولی چون مبتلابه هزاران نفر جوانان قزوینی است که در محیط شهرهای صنعتی لیا کار می کنند و می شود، و با یک اقدام اساسی به سرعت
آن را رفع کرد، به خدمت شما جوان رعنا عرض شد. باشد که شما که روحیه ی جنگندگی برای اعتلای میهن و مردم دارید، زبان سخنگوی این هزاران کارکن شهرهای صنعتی لیا نزد آقای شهردار قزوین باشید.
مرسی از لطفتون!
امیر علی اکبر بیکسلام بر شما ضمن تشکر از ابراز نظر حضرتعالی
به سازمانهایی که در نامه ام ذکر کردم انتقادهای زیادی وارد است.
به نظر شما چه کسی و یا چه سازمانی بهتر از صدا وسیما می تواند به مشکلات مردم بپردازد و حل معضلات را از مسئولین مطالبه کند
چه رسانه ای بهتر از صدا وسیما می تواند حرف دل مردم را بشنود
ذکر نام شهرداری به معنی دفاع از این سازمان نیست
فقط و فقط حرف ما عدالتخواهی است و اگر صدا و سیما وضعیت مناسب و تعامل همه جانبه ای با مسئولین استان داشته باشد بهتر می تواند حق مردم را مطالبه نماید و در موضوع مطروحه شما و هزاران مشکل دیگر که با یک پیگیری مناسب قابل حل است نقش آفرینی کند.
به امید آن روز
جمعه 2 اردیبهشت 1390 04:17 قبل از ظهر
سلام ای جوان رعنا،
شما خیلی با حرارت و انرژی زیاد وارد کار در صدا و سیمای قزوین شدید، بهترین تلاش های خود را به انجام رساندید و .... نهایتا دیدید که آن شخصی که تنها به دو واسطه از سوی آقای خامنه ای به عنوان رییس شما استخدام شده، همان است که سد و منع کارکنان شریفی است که می خواهند با جان و دل کار کنند. از این موضوع رنجیدید و دست از کار در صدا و سیمای قزوین شستید. دلتان برای شغلی که از دست داده اید سوخته و نامه به رییس رییستان نوشته اید و افشاگری کرده اید. خوب بود می ماندید و مقاومت می کردید تا مجبور شوند با اردنگی بیرونتان کنند، تا بفهمند که نسل آدم های با شخصیت و پایدار از این سرزمین کنده نشده است... البته این نظر من است.
اما در مطلب تان خیلی لی لی به لالای شهردار قزوین گذاشته اید. حالا چون دست شما به جاهایی می رسد که من شهروند معمولی از آن به دورم، تقاضا دارم از شهردار بی معرفت قزوین بپرسید که این همه کارگر و کارمند و مهندس و تکنسین که در دو شهر صنعتی لیا در جاده ی بویین زهرا هر روز دارند کار می کنند، در محیطی که روزانه حداقل 10 ساعت از عمر خود را به تلاش معاش و تولید و صنعتگری می گذرانند، تا کی باید بوی تعفن و آلودگی خطرناک آب و هوای آشغال های شهر را که درست در فاصله ی این دو شهر صنعتی تخلیه می شود، تحمل کنند؟ آیا این آدم بی معرفت قول نداده بود که اردیبهشت سال پیش محل تخلیه ی زباله به جای دیگری منتقل خواهد شد؟ آیا ایشان وجدانا، شرعا، عرفا، اخلاقا مسوول سلامت پرسنل زحمتکش این شهرک های صنعتی نیستند؟ آیا این ها مردم قزوین نیستند؟ … ادامه دارد
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 09:52 بعد از ظهر
به نظر بنده کسی به دنبال نسبت دادن حق به خود و باطل بودن به دیگران نیست نوع برخورد خارج از تناسب به هیچ وجه با آقای بیک صحیح نمی باشد که در طی دوره قرار داد با رادیو به سر می برد و به یکباره اخراج می شود .
بدترین سناریو در مورد آقای بیک را هم اگر در نظر بگیرید که ایشان دچار مشکل بوده اند اما این سوال مطرح می شود که چطور صدا و سیمائی که نمی تواند کارمند خودش را توجیه کند و با او به طور حرفه ای به تفاهم برسد می خواهد مخاطبان زیادی جذب کند و مردم را با سلایق مختلف متقاعد کند .
برای تمام کسانی که نظر می دن و به طور قاطع از عملکرد صدا و سیما دفاع می کنن پیشنهاد می کنم تو یه برنامه زنده با نام انتقادات و پیشنهادات در مورد صدا و سیمای قزوین وزن منتقدان و موافقا مشخص بشه آقای بیک من برای شما متاسفم که بعد از 2سال و اندی کار کردن برای صدا و سیما از حداقل حقوق انسانی خودتون محروم هستید و نمی توانید در مرجع مطمئن از حقوق خودتان دفاع کنید بنده برای خودم متاسفم که صدایم نهایتا در وبلاگ شما می تواند شنیده شود بنده برای همکاران صدا و سیما متاسفم که در جائی که نیاز به همیاری هست نیستند و آخر هم می گویند این راهش نیست بنده برای مخاطبان شبکه قزوین متاسفم که مجبور به داشتن این شبکه بدون انتقاد و یا پیشنهاد در مورد آن هستند امروز شبکه قزوین مانند جزیره ای دور افتاده می ماند که هر چند وقت یکبار اهالی آن جلسه می گذارند به همدیگه جایزه می دن قدردانی وتشکر می کنند و آخر می شود (( خود گوئیم و خود خندیم عجب مرد هنرمندی )) .
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 09:17 بعد از ظهر
دانشجویان جنوب کشور ساعت 18 چهارشنبه 31 فروردین تحصن خود را برای حمایت از جنبش های اسلامی منطقه در ساحل خلیج فارس در پارک سیادت (تلویزیون) بوشهر آغاز کرده اند. هدف از این تحصن درخواست از دستگاه دیپلماسی کشور برای اعزام کشتی حامل مواد غذایی و دارویی به بحرین می باشد. لازم به ذکر است در این تحصن علاوه بر دانشجویان استان بوشهر، دانشجویان دانشگاه شیراز نیز حضور داشته و دانشجویان سایر دانشگاه های کشور نیز تا روز جمعه به جمع ما اضافه خواهند شد. از هم میهنان، اساتید و سایر دانشجویان نیز برای حضور در تحصن دعوت به عمل می آید.
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 11:07 قبل از ظهر
برای این خانمها که اینگونه اظهار نظر کردند متاسفم . اگر دلیل تاسفم را میخواهند بروند و سوابق قبلی و البته کمی فعلی حاجی رو مطالعه کنند .
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 11:04 قبل از ظهر
بعضی از این دوستان که در مطالبی یا از آقای مدیر کل حمایت کردند و یا به بعضی موضوعات شک و شبهه و شایعه وارد کردند باید بهشون بگم : اولا این موضوع یک مسئله درون سازمانی نیست بلکه الان برخوردهای تند و زشت و یکجانبه و با غرور این آقا دامن بیشتر دستگاههای اجرایی رو گرفته که ایشان رسانه را در اختیار اغراض شخصی قرار داده است . دوما اگر کسی واقعا با مسائل مرکز از نزدیک آشنا باشد و اینگونه نظر بده چند تا احتمال داره یا خوابیده یا خودش رو زده به خواب و یا ....
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 01:58 قبل از ظهر
با سلام
آقای بیك تمامی مطالب شما رو در مورد ممنوع تصویر بود افرادی كه ذكر كردید تائید میكنم متاسفانه سایر مطالب رو هم از چندین نفر دیگه شندیدم .
امیدوارم هر چه سریعتر فریاد عدالتخواهی در جایی كه باید شنیده شود تا بیت المال بیش از این در دست نااهلان نماند.
هر چند كه برای شما كار نمیشود!!!

موفق و سلامت باشید
ما هم در كنارتان هستیم
چهارشنبه 31 فروردین 1390 10:28 قبل از ظهر
با عرض سلام جناب آقای بیک اول از همه اگه اسم ننوشتم به خاطر ترسو بودن نیست من رو هم مثل خانم امینی متهم نکنید بلکه دلایل دیگری هست...
حتما داستان معروف مبارزه حضرت علی رو شنیدید که وقتی یکی از سردار کفار رو می خواست بکشه و اون لعنتی آب دهان به صورت مبارک حضرت انداخت ایشان منصرف شد چون عصبانیت خودش رو نمی خواست با جهاد الهی در هم کنه .... منظورم رو حتما فهمیدید
و اما در مورد مطالبی که نوشتید کلا منصفانه نیست و در حد شایعاتی است که همه در سطح اداره شنیدیم ولی در مورد موضوع خاص امام جماعت قبلی خودم بارها و بارها شاهد بودم که نمازهای چهار رکعتی را پنج یا سه رکعتی خواندند و یا تشهد نمی گفتند یا ذکر رکوع و سجود را جابجا میگفتند به طوری که چند ماهی می شد که دیگر به ایشان اقتدا نمی کردم حالا بماند که برای تک تک صحبت های شما دلیل دارم ولی مجال تایپ کردن نیست امیدوارم در راه احقاق حق خود از جاده انصاف خارج نشوید.........یا علی(اونم از نوع رنگ سبز سردر سازمان)
امیر علی اکبر بیکبا سلام
بارها گفته ام و بار دگر می گویم
پاسخ کسی رو که شهامت معرفی خودشو نداره نمی دم
مجال تایپ کردن نیست...
چهارشنبه 31 فروردین 1390 09:35 قبل از ظهر
دوست محترم : اولا بنده در پاسخ شما جواب سئوالاتم روپیدا نکردم. درثانی بنده ادعایی دررابطه با اینکه چیزی شنیدم یا نشنیدم هم نکردم که باعث تعجب شما شده دوباره مطالب بنده رو مطالعه بفرمایید. در مورد شخصیت بعضی ها هم نظرم رو قبلا گفتم از آقای نقی لو و عمویی هم سئوالی ندارم زحمت این کا رو هم خودتون بکشید. بنده دفتر چند مدیر کل حضور داشتم و از نزدیک با دفتر مدیریت آشنایی دارم از جمله چند صباحی دفتر مدیر کل فعلی هم همکاری داشتم لذا از برخی مسائل اطلاع دارم دوست دارم از نزدیک با شما صحبت کنم هر زمان تمایل داشتید استقبال می کنم . باز هم متذکر می شوم که این مسائلی که شما یا دیگران مطرح می کنید مسائل درون سازمانی است که ممکن هست در هر اداره یا سازمانی وجود داشته باشد مطرح کردن این موارد در فضای عمومی به نفع هیچ کس نیست جز سیاه نمایی مفرط و مشوش کردن اذهان پیامد دیگری ندارد به ویژه اینکه از نحوه بیان مشخص است آگاهی لازم نداریم و به دنبال جو سازی هستیم فراموش نکنیم ما باید از روزی که استخوانهایمان هیزم آتشی خواهد شد که خود برافروخته ایم بترسیم . بهتره یک طرفه به قاضی نریم ادعایی هم در رابطه با حمایت بی قید و شرط ازمدیر کل ندارم در حد توانم از حق هم دفاع می کنم.
سه شنبه 30 فروردین 1390 08:27 بعد از ظهر
امیر جان خدا قوت مطالبت روخوندم خوب بود نمیدونم چرا اما یكدفعه یاد این بیت شعر افتادم این شعر یادت هست كه ؟
(مدعی خواست كه از بن بكند ریشه ما
غافل از آن بود كه خدا بود در اندیشه ما)
پناه قرآن باشی انشاءالله
امیر علی اکبر بیکسلام بر تو دوست عزیزم
آنجا که این شعر رواج داشت یک جامعه کوچک بود که چند هفته ای در آن زندگی کردیم
بلایی که ظاهر نمایان به سر قزوین پژوهان آوردند امروز ظاهر فریبان به سر عدالتخواهی آورده اند
اگر آنجا برخورد تند برخی مسئولین بی بصیرت آن جامعه کوچک ذائقه چند نفر را تلخ کرد در جامعه امروز شهر ما افراد بی بصیرت و خود خواه درد هزاران نفر را روز افزون می کنند.
یاد باد آن روزگاران یاد باد...
سه شنبه 30 فروردین 1390 02:36 بعد از ظهر
چرا همه ضد هستند با این بنده خدا حاج آقا محمدیان مگه چه هیزم تری به شماها فروخته این بنده خدا ایشان کاری به کار کسی ندارند سرشان توی اتاق خودشان است والا ما که رنگ ایشان را هم ندیدیم بنده خدا از 6 صبح سر کار هستند تا پاسی از شب مشغول تلاش برای فرهنگ سازی در این شهر فقط ظهر ها یک چرت کوتاه می زنند خیلی کوتاه البته از سا عت 11 تا 20:30 در اتاق محل استراحتشان والا ما رنگ این اتاق را هم ندیدیم هر وقت رفتیم دفترشان گفتند ساکت آرام حرف بزن حاج آقا مشغول امور روزمره هستند ( البته در اتاق استراحتشان)
آزاری ندارد این بنده خدا هر چند وقتی هم کمی توجه کنید فقط کمی همکارانشان را مورد عنایت قرار می دهند. مگر گوساله و چهارپا و بیشعور و نفهم که به همکاران نسبت داده می شود فحش است نه مگه فحش است بلکه صفت است صفت عزیزم!!! آزاری ندارد این بنده خدا
سه شنبه 30 فروردین 1390 08:57 قبل از ظهر
سلام خانم امینی میدونم شما همیشه انتقادمیکنین ولی بزاریدبجای بیک من جواب شماروبدم شما که این همه سوال کردین وچندین وچندساله که تومرکزکارمیکنین وچندین مدیرکل عوض کردین تا حالا چنین فضایی دیدین ؟میشه ازهمین نقی لووعمویی سوال کنی که توکه دست به کمرتاسینه خم میشی جلوی مدیرکل وهرچی دهن مدیرکل درمیادبه شما میگه ومیخندین وبعدمیشین نورچشمی شیخ چرا میرین تهران پیش اقای گروسی پشت مدیرکل هزارچیز بدوبیراه میگین میتونی زنگ بزنی وسوال کنی این دوشخصیتی بازی کردن نیست این کارمنافقین تیست میدونی چرا چون این افراددوست ندارن یه سری ادم ولایت مدارکارکنن خانم امینی میدونی این شیخ برای ی مشاورمالی ماهی چقدرپرداخت میکنه اون هم اصلا سرکارنمیادمدیدونی چه بلایی سرخانم حکمت اوردکه حتی نیومدحق الزحمش روبگیره میدونی چندنفرسفارشی تومرکرکارمیکنن (ازارشیوگرفته که فامیل مدیرمالی ونظارت بازرسی سازمانه تا نفرفنی که فامیل مشاورتقدسه تا خدماتی که فامیل ریس دفتراقای ضرغامی )وخیلی های دیگه اگه یه سرک بکشی توادا ه خیلی چیزها دیگه شایدنشه گفت ولی بی ادبی این شیخ تعجب میکنم میگی چیزی نشنیدی ؟امیدوارم این غده سرطانی هرچه زودترازاین استان بره چون بااین حرکات بیشترابروی استان قزوین ومخصوصا صداوسیمای استان که وظیفه فرهنک سازی روداره میبره خواهش میکنم ازشما وکلیه هم استانیها که دعا کنن تا این جورمدیران واین جورروحانیون شرش ازسرنظام جمهوری اسلامی کم بشه انشاالله
دوشنبه 29 فروردین 1390 04:41 بعد از ظهر
همه چیز از نازکی پاره می شه ، ظلم از ستبری. اندکی صبر سحر نزدیک است.
یکشنبه 28 فروردین 1390 05:13 بعد از ظهر
امیر بیک ! شما که جسارت و شجاعت دارید چرا با نقاب مدافع دین و اخلاق و انقلاب و ارزشها و ولایت و بسیج و شهادت و........جو سازی می کنید ...مثلا می خواهید بگویید نقدتان از زبان و موضع حق است و شما ولایی هستید یا اینکه خواستید با این ادعا ها بیمه ی قبل از حادثه شوید ..گوینده ی محزون ! هیچگاه نقاد مطلق مباش ..منتقد منصف باش .. اشتباه یا اشتباهات یک نفر نفی همه ی امتیازاتش نیست ! سعی کن بزرگ باشی..خواندم و فهمیدم چقدر کوچکی...جواب نده !فکر کن!!!!...نانت برقرا!
یکشنبه 28 فروردین 1390 02:36 بعد از ظهر
تو چه مریضی هستی؟ خدا وکیلی!
همه چی رو قاطی کردی! رو یک مورد با سند و مدرک تمرکز می کردی بیشتر جواب می گرفتی
یکشنبه 28 فروردین 1390 02:26 بعد از ظهر
جناب علی اکبر بیک بنده به حرفهای خودتون استناد کردم که فرمودید تعداد زیادی از مردم عصبانی شده اند نه اینکه اقدام شما از روی عصبانیت و بدون مشورت بوده. محض تذکر چند تا سئوال داشتم جوابش رو هم نگرفتم.
امیر علی اکبر بیکگر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
یکشنبه 28 فروردین 1390 02:12 بعد از ظهر
جناب آقای نویسنده
إن تنصرو الله ینصركم و یثبت اقدامكم
امیر علی اکبر بیکسمع الله لمن حمده
یکشنبه 28 فروردین 1390 01:50 بعد از ظهر
همسنگران رو هم خوندم مطالب دوستانتون رو هم همچنین. ولی جواب سئوالات من نبود صحبت من این نیست که مدیر کل بری از هر گونه ایراد و اشتباه است یا اینکه به شما ظلم نشده حرف بنده اینه که خیلی هم منصفانه ننوشتید شما دنبال حق خودتون باشید از راه درستش ،نه خراب کردن مدیر کل یا اینکه حتما دیگران هر چه گفتند درست است و حق با آنهاست. بنده موافق اینگونه جوسازی ها نیستم شما رو ارجاع می دهم به فرمایش مقام معظم رهبری که در مطالب خودتون درج شده یک بار دیگه مطالعه بفرمایید.قصد توهین به کسی ندارم اماعصبانیت جمع کثیری دلیل بر حقاینیت و یا اینکه راه را درست می روند نیست.
امیر علی اکبر بیکسرکار امینی
از اینکه با آرامش با این موضوع برخورد می کنید متشکرم اما اهانت شما به بنده و دوستانم غیر بخشودنی است
ما از روی عصبانیت تصمیم نگرفتیم و اقدام نکردیم که در تمام مراحل از مشورت بزرگان و عالمان شهرمان بهره بردیم.
مقام معظم رهبری فرموده اند توهین نکنید که نکرده ایم ولی بلا فاصله از ما خواسته اند که حقیقت را بیان کنیم، رسا و روشن و مبین آنچه که فهمیدیم بگیم و سعی کنیم درست باشه
اگر شما در متن نامه بنده مطلب نادرست و یا کذبی مشاهده می فرمایید تذکر بدهید تا از همه عذرخواهی کنم و از مدیر کل حلالیت بطلبم
این را هم بدانید که به دنبال یارگیری و ننه من غریبم بازی نیستم و تلاشهایم تنها و تنها در راستای عدالتخواهی است
شما که خود در صدا و سیما هستید میدانید که کار در صدا وسیما علی رغم آنچه عموم مردم تصور می کنند چندان آش دهان سوزی هم نیست.
منتظر باشید که گذر زمان حقایق را برایتان روشن و روشن تر می کند.
پیروز باشید
یکشنبه 28 فروردین 1390 12:40 بعد از ظهر
راستش را بخواهید مردم ایران . هنوز فراموش نکرده اند که موسس تلویزیون در ایران بهائی ها بودند و می دانند که هنوز روح خبیث یادگاران آن شیاطین در درون این سازمان در گردش است !!!
یکشنبه 28 فروردین 1390 08:04 قبل از ظهر
سلام فراموش کردم خودم رو معرفی کنم امینی هستم از همکاران آموزش و پژوهش
امیر علی اکبر بیکاگر به زعم شمامن عصبانی هستم و اینچنین نوشتم شما را ارجاع می دهم به سایر مطالبی که در این رابطه منتشر شده
شاید بگویید آنها هم عصبانی اند و با غیظ می نویسند، پس کسی که تعداد زیادی از مردم را عصبانی کرده ایرادی در کار دارد
پست بعدی را بخوانید: همسنگران
و یا در قزوین امروز قسمت پرونده را بخوانید
شنبه 27 فروردین 1390 08:08 بعد از ظهر
امیر جان سلام از این دست مدیران میانی در استان كم نداریم .این شیخ هم لنگه شیخ قدرته. داستان سیلی زدن اون به امام جماعت صداوسیما را كه او را دعوت به نماز جماعت كرده بود شنیده بودم .واقعا عجب آدمیه (بلا نسبت آدم ). انشاله نسل اونا از قزوین میكنیم .
شنبه 27 فروردین 1390 05:35 بعد از ظهر
سلام برادر
من از فارغ التحصیلان دانشکده صدا و صیما و همشهری حضرتعالی هستم که اتفاقن قرار بود حکم استخدامم برای مرکز قزوین بخورد اما به دلیل آشنایی با فضای تحت مدیریت جناب ضرغامی و بلایی که مدیران ایشان بر سر امثال بنده (به عنوان دانشجوی فعال بسیجی) در دانشکده آوردند و نشان دادند سوءمدیریت در صدا و سیما بیداد می کند فعلن از کار در صدا و سیما منصرف شده و به قزوین نیامدم. قابل توجه اینکه بر خلاف رویه معمول فارغ التحصیلان دانشکده صدا و سیما که دوره سربازی را به عنوان امریه در سازمان می گذرانند بنده خدمت در ارتش را ترجیح دادم و امریه ام در مرکز قزوین باد هوا شد . (البته قبلن گذراندن واحد کاراموزیم در آنجا با مشاجره لفظی با مدیر تولید وقت مرکز به اتمام رسیده بود). کمابیش از اوضاع فعلی آنجا باخبرم چرا که یکی از هم دانشگاهی های شاغل در مرکز رفیق نزدیک بنده است. به تو حق می دهم و ابراز همدردی می کنم و امیدوارم هرچه زودتر شر مدیران نالایق نان به نرخ روز خور از فضای فرهنگی کشور کم شود.
یا علی
شنبه 27 فروردین 1390 11:02 قبل از ظهر
سلام به عنوان همکار در صدا و سیمای مرکز قزوین باید اعتراف کنم صحبتهای شما خیلی هم منصفانه نبود بنده به بعضی از رفتارها و عملکردهای مدیر کل انتقاد دارم و به ایشان هم منتقل کرده ام از قضا برخورد بد هم ندیده ام به نظر من خیلی از رفتارها ناشی از شخصیت زبون برخی از همکاران است که اجازه هر گونه برخورد نادرست را به دیگران می دهند . اما دور از انصاف است اگر نگوییم ایشان بر موضع قدرت رسانه در استان تاکید دارند و بر علم و عالمان واقعی ، داشته ها و قابلیت های این استان ارزش می نهند. بنده از شما سئوال می کنم آیا همه ما در ضمیر خود به این موضوع معترف نیستیم که ای کاش کسی می بود در مقابل مسئولین استان به دادخواهی از مردم بپردازد آیا نمی شود تمهیدات مدیر کل مرکز را اقدامی در جهت تقویت قدرت رسانه استانی در این راستا قلمداد کرد؟ آیا در مورد علت اینکه چرا برخی ممنوع التصویر شده اندآگاهی لازم را دارید؟ آیادلیل تمام پاداشها و جوایز و بذل و بخشش های مدیر کل را می دانید؟ آیا بر شنیده های خود یقین دارید؟ اگر با شما برخورد بد نمی شد باز هم به آقای ضرغامی نامه می نوشتید؟اگر مورد تفقد ایشان قرار میگرفتید باز هم چنین میکردید و نظرتان همین بود؟آیا برای احقاق حقوق خود از مجاری قانونی اقدام کردید و به نتیجه نرسید؟ آیا قیمتی را که برای تابلوی یا علی عنوان کردی درست است؟ آیا دیگر نباید از رنگ سبز استفاده کنیم وگر نه از جریان فتنه هستیم؟آیا همه کسانی که مورد خشم و غضب مدیر کل قرار گرفته اند به واقع مطلب هنرمند و توانمند هستند؟ و حق با آنهاست؟
امیر علی اکبر بیکسلام
همین که شما شجاعت معرفی خود را ندارید پاسخ همه سؤال های شماست.
برای همه سؤالهایتان پاسخ دارم ولی با فردی که نمی دانم کیست مباحثه نمی کنم
خدا به همه ما شجاعت و بصیرت عنایت نماید
جمعه 26 فروردین 1390 01:28 قبل از ظهر
امیر جان دمت گرم شهادتت مبارک امان از این شیخ های جادویی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

دنیاى سرشار از عدالت، پاكى، راستى، معرفت و محبّت؛ دنیاى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است.
امام خامنه ای(حفظه الله)

مدیر وبلاگ : امیر علی اکبر بیک
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :