تبلیغات
رضوانی
رضوانی
می نگارم به امید بهشتی بودن

به نام خدا


مکالمه بی سیم سردار غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه فتح و شهید حاج احمد کاظمی (یک جوان 24 ساله) در خلال عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد.

 دوشنبه 3 خرداد 1361:

رشید: احمد احمد اگه صدای حسین رو میگیری با حسین صحبت کن وگرنه که صداشو نمیگیری ببین اینو حسین {خرازی} اون محلی که گفتیم آخر خاکریزی که منتهی میشه به خرمشهر اونجا هستن منتظر هماهنگی شماند بله

حاج احمد: ما اگه صدا منو میشنوی بهش بگو ما الان اومدیم داخل شهر و بیش از شیش هزار نفر تسلیم شدن و خرمشهر تقریبا پاکسازی شده مفهوم شد

رشید: احمد احمد حسین منتظر هماهنگی شماست که عملیات رو با هماهنگی اجرا کنید

حاج احمد: آقا ما داخل شهریم و همه اینا که تو شهر بودن اومدن پناهنده شدن مفهوم شد

رشید: ببین الآن حسین منتظر هماهنگی شماعه که کارشونو شروع کنن

حاج احمد: آقا ما تو شهریم بهش بگو ما تو شهریم و پنج شیش هزار نفر هم اومدن پناهنده شدن ما داریم اونا رو تخلیه می کنیم ما تو شهریم و همه نیروهامون هم تو خود شهرن

حاج احمد: رشید احمد مفهوم شد

رشید: هیچ اصلا قابل فهم نبود ببین یه پستی در مسیر راه صدای شما رو برای من رله کنه من میفهمم به محسن {رضایی} میگم

حاج احمد: آقا میگم من تو شهرم و همه نیروها تو شهر اومدن پناهنده شدن

رشید: بله بله من فهمیدم چی گفتی فهمیدم میگی من تو شهرم و همه نیروها هم پناهنده شدن

رشید: ببین برادر احمد مراعاتم کنید چوبی چیزی نخورید

حاج احمد: نترس نترس الآن بیش از شیش هزار نفر پناهنده شدن بیش از شیش هزار نفر مفهوم شد

رشید: بیش از چند هزار نفر

حاج احمد: شیش هزار نفر شیش هزار نفر

رشید: خدا اجرت بده بیش از شش هزار نفر شد بله

حاج احمد: بله بله توی شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود تظاهرات و کلیه اسرا یاحسین میگفتند و الله اکبر

رشید: این یه قسمتش نامفهوم بود این یه قسمت نامفهوم بود دوباره تکرار کن

حاج احمد: میگم توی شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود و کلیه اسرای عراقی الله اکبر و یاحسین میگفتند و تسلیم می شدند

رشید: بله فهمیدیم فهمیدیم بله بله تشکر آقا

حاج احمد: خداوند خرمشهر رو آزادش کرد

رشید: ممنونم پیامتون دریافت شد تشکر به امید پیروزی نهایی بر استکبار جهانی

 

 

کلیک بفرمایید و کم نظیر ترین مکالمه بی سیم دفاع مقدس را بشنوید.



     



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک
به نام خدا




گفتیم چه شد یاد شهیدان

گفتند:

یک کوچه به نامشان نکردیم مگر!؟








درود بر اهالی و دهیاری روستای منصورآباد شهرستان باشت
 استان کهکیلویه و بویراحمد




با آرزوی موفقیت و سربلندی برای  مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران

 بچّه‌های خودمان 

 بچّه‌های انقلاب

مردانی که با تلاش فراوان، دارند آن کاری را که بر عهده‌ی آنها است انجام میدهند

رزمندگان جان برکف این دیار در مذاکرات هسته ای

به امید پیروزی در این مرحله از نبرد عظیم جهانخواران و زورگویان عالم

 با انقلاب اسلامی

با این مقتدر مظلوم

نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران




     



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک
به نام خدا

سال گذشته همین روز ها بود که بعد از چند ماه مصدومیت زانو در فوتبال به قصد قربت برای ترمیمش سری به پزشک زدم
با پرس و جو از دوستانی که سوء سابقه مصدومیت شدید داشتند (در حد مصدومیت در جام جهانی محله) خدمت آقای دکتر م.ج.ز فوق تخصص آرتروسکوپی زانو و تعویض مفصل، در شهر شریف تهران رسیدم بعد از معاینه و مشاهده MRI فرمودند که زانو نیاز به عمل جراحی داره
گفتم واقعا هیچ راهی نداره
گفت چرا یه دعا میخونم فوت میکنم تو آب بخور خوب میشی
خندیدیم
پرسید بیمه ات چیه؟
گفتم تامین اجتماعی
گفت نه تکمیلی چی؟
گفتم بله دارم
گفت شغلت چیه؟
گفتم کارمند
گفت خب مسئولیتی؟ چیزی؟
گفتم چطور مگه؟
گفت میخوام ببینم وضع مالیت چطوره؟ ازت پول مول بگیرم یانه؟
با یه لبخند تلخی گفتم وضع مالیم متوسطه کارمندیه دیگه
گفت خب پس پول نمیگیرم ازت
و باز خندیدیم 


از مطب زدم بیرون در حالی که از ناراحتی نمیدونستم کدوم وری دارم میرم
فقط به فکر یافتن یه دکتر دیگه بودم
با پیگیری یافتم
تهران خیابان ...
آقای دکتر س.ر.ا فوق تحصص آرتروسکوپی زانو پزشک فدراسیون پزشکی ورزشی و ازین حرفا
رفتم خدمتشون
فرمودن عمل لازم داره
یادت باشه سر عمل بهم بگی از بالای زانو کمکی بگیرم پایین ضعیفه
گفتم باشه
گفت عمل میکنی
گفتم بله
گفت دستورشو بنویسم
گفتم میشه یکم فک کنم بعدا خبر بدم
گفت آره مشکلی نیست ولی من فقط تا آخر این ماه اینجوری عمل میکنما دیگه بعدش میخوام پول بگیرم از مریضام
لبخندی به تلخی زهر مار بر لبانم نشست
گفت رفتم سر عمل چییییز به عنوان دستیار
خود دکتر اصلی (رفیقم) واستاده کنار منو تشویق کرده همه کارو من کردم
بعد از عمل 5 میلیون ریخته به حسابم بهش گفتم مگه خودت چند گرفتی که به من دستیار انقد دادی
گفت: 20 تومان
بعد باهم خندیده بودند

گفت میخوای دستور بستری بیمارستان رو بنویسم بعد فکراتو کردی برو مستقیم بیمارستان
گفتم لطف میکنید
نوشت
بیمارستان فلان جهت ترمیم ACL 
شرکت فلان جهت ست ترمیم
بیمه فلان جهت فلان
گفت خب اینا که هزینه هاشو همه رو بیمه میده
یک میلیون تومان هم شماره کارت میدم برای دستیارم واریز کن
من اینجوری بودم
از مطب زدم بیرون
فقط زیر لب میگفتم خدا پدر دکتر اولی رو بیامرزه فقط حرفشو زد
برگشتم دست بوسی اولی و گفتم میشه لطفا پای منو عمل کنید
کرد
هشت میلیون بیمه تکمیلی پرداخت کرد
یک و نیم میلیون تامین اجتماعی
یک و نیم میلیون هم خودم(البته نه به کارت دکتر بلکه به حساب بیمارستان برای مواد مصرفی اتاق عمل)
و این داستان ادامه دارد...



روزانه چند هزار بیمار در سراسر کشور به خدمت چند هزار پزشک محترم میرسند؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آتش‌پرستی یا آگنی هورتی (अग्निहोत्र در لغت به معنی پرستاری از آتش؛ یکی از آداب و رسوم مذهبی ایران و هند باستان است که در دین زرتشت و نیز در دین ودایی جایگاه ویژه ای دارد.


آگنی‌هورتا در زمان طلوع و غروب آفتاب به نیت پاک‌سازی روان انجام می‌گیرد. در آگنی‌هورتا، نمازگزار نخست خود را با آب پاک می‌ساخت، آن گاه در برابر آتش مقدس ایستاده، سرودها و نیایش‌های آتش را می‌خواند. گاهی نمازگزاران تمام شب را در برابر آتش می‌ایستادند و به سرود خواندن مشغول بودند که به آن آگنی‌سایانا گفته می‌شد.


قربانی کردن در برابر آتش نیز که هم در وداها و هم در اوستا ریشه دارد در سانسکریت، آگنی‌ستومه نامیده می‌شد.


قربانی کردن در برابر آتش

سه شنبه 26 اسفند 1393 - تهران، بیمارستان شهید مطهری (سوانح سوختگی)



دخترک معصوم؛ نذر پدر و مادر و یا همشهری و هم محله ای و همسایه ات قبول باشد.

چه ساده قربانی ات کردند

چه آسان عیدت عزا شد...

زردی من از تو

سرخی تو از من





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 اسفند 1393 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک
به نام خدا
خدا را در همه حال باید شکر کرد
در غم و شادی
در راحتی و سختی
در عزت و ذلت
اما آن کجا و این کجا
خدا را برای این تیزهوشی و بینایی و تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی شکر میکنم و ضمن تعظیم مقام شامخ مبارز انقلابی حضرت آیت الله باریک بین ، انتخاب استاد ارجمند حجه الاسلام والمسلمین عابدینی را به عنوان امام جمعه این دارالمؤمنین به همه مردم انقلابی تبریک می گویم.







بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجة الاسلام آقای حاج شیخ عبدالکریم عابدینی دامت افاضاته
اکنون که جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای باریک‌بین دامت برکاته پس از خدمات ارزشمند انقلابی و جهادی در حوزه‌ی تبلیغ و تربیت دینی که سالهای دراز با کمال سلامت و صداقت بدان اشتغال داشتند، از مسئولیت امامت جمعه کناره‌گیری کرده‌اند، جنابعالی را که بحمدالله متصف به علم و عمل انقلابی می‌باشید، به امامت جمعه‌ی شهر قزوین و نمایندگی خود در آن استان منصوب می‌کنم.
مجاهدتها و تلاشهای ارزشمند مردم شریف قزوین چه در دوران مبارزات انقلابی و چه در سالهای دفاع مقدس، برگ افتخارآفرین دیگری بر دفتر قطور افتخارات علمی و سیاسی آن منطقه‌ی پر استعداد افزوده است. انتظار می‌رود جنابعالی در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های علمی و تبلیغی و اجتماعی خود، گام‌های بلند دیگری در این راه بردارید و بویژه نسل جوان و پر انگیزه را در جهت هدف‌های انقلاب اسلامی، پدرانه و صمیمانه راهنمائی نمائید. توفیق شما را از خداوند متعال مسألت می‌کنم.
سیّد علی خامنه‌ای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسم الله الرّحمن الرّحیم
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
ای خدا
که را جز تو دارم؟
بر گناهانی ک مرا احاطه کرده اند ب که پناه برم؟
ب سمت آغوش که شتاب کنم؟
در دلتنگی هایم مرهم دل زخم خورده ام ذکر نام کیست جز تو؟
جز تو که توانایی بخشیدن گناهان نابخشودنی مرا دارد؟
کسی هستی ک در دورا  دور بی کسی ام نزدیک تر از رگ گردنم ب منی
منی ک بارها و بارها با تو در دستوراتت مخالفت کردم و پیروی هوای نفس نمودم و با جهلی ک داشتم انگار داشتم از تو فرار میکردم
ای خدایی ک لا یمکن الفرار من حکومتک
بر کوچکی و حقارت نفس من رحم کن
ب این نقطه ی جمع ناپاکی نظر رحمت کن
بشکن مرا و از من، منِ دیگری بساز
منِ دیگری ک تو را آسان اطاعت کرده و از رحمتت و رضوانت برخوردار است
خداوندا
با این دست های آلوده ب گناه
با این چشم های آلوده ب گناه
با این پاهای لرزان رفته ب سمت گناه
با این جوارح آغشته ب گناه
ب درگاه توی سبحان و کریم آمده ام
و با زبانی آلوده تو را میخوانم
حال یا مرا از درگاهت بران
و یا پاکم کن و بپذیر
راندن بنده ای خوار ب چه کارت آید؟
چنین نیست ک برایمان از تو خبر از راندن بیچاره ای بی کس آورده باشند
پس با حال خضوع و خشوع، در حالی ک تسلیم امر تو برای عذاب هستم، خواهش میکنم عاجزانه
ک بحق زهرای اطهرت (س)
بر من ببخشایی
گناهانی را ک به عمد یا غیر عمد
آشکار و یا پنهان
مستقیم و یا با واسطه
مرتکب شده ام
و بدتر از همه با هزاران قدرت عقل توجیهشان کرده یا کوچک شمردمشان

خداوندا
ازین من
خسته شده ام
همیشه گند میزند
هیچ گاه بزرگ نمیشود
هیچگاه آدم نمیشود
هیچگاه مسلم نمیشود
ولی ادعای شیعه بودن دارد
خداوندا
از تو یک شیعه برای خودم میخواهم
میخواهم ک شیعه باشم
شیعه کسی ک مع الحق و الحق معه است
خداوندا
هرچه کردم
تو با بزرگواری بی حد و حسابت بر من ببخش
و گناهانم را به رویم میاور
مرا از آفات گناهانی که مرتکب شده ام یا از آنها به  درگاهت توبه نموده ام در امان بدار
خداوندا
هرکه را در گناهانم شریک کردم ببخش
هر که با من در گناهانم همراهی کرد ببخش
بندگانت جز تو کسی را ندارند
تو فقط مولای ما باش و بس
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خدا


این روزها چقدر بند دلم زود پاره می شود...

غباری که از کفش زائر مولایت برمی چینی؛ طوطیای چشمان ملائک است. 

در دل امید دارم و در سر هوای دوست
من طوطیای چشم کنم خاک پای دوست





پهلوان سعید؛ تواضعت نام تختی را در دل ها زنده کرد.
و تو همانی که برای گرفتن حق اینچنین خشم مقدس می گیری:




پهلوان سعید؛ سرت را برای گرفتن مدال شرافت و عزت خم کرده ای! قهرمانی اخلاق مبارکت باشد.



خدا را شکر که هنوز تختی زنده است...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خدا



خدا خیرت دهد آقا جان با این انتخابت
انگار روح تازه ای دمیده شده به این سازمان عریض و طویل
انتصاب های درخشان و شجاعانه معاونان جدید، مدیران، مشاوران، تغییر ساختاری، ادغام معاونت ها و مدیریت ها در سازمان و مراکز استان ها بخشی از اقدامات تحسین برانگیز نخبه رسانه ای کشور دکتر محمد سرافراز است.


مشتی از نمونه این خروار انتصاب جناب آقای ابوالفضل معصومی فر به عنوان مدیر کل صدا و سیمای مرکز قزوین است.
مردی از جنس مردم همین دیار که بلافاصله پس از معارفه اش می شد طعم شیرین این رویداد را به کام اکثر قریب به اتفاق همکاران مرکز قزوین و دلسوزان این سامان چشید.
مدیری که دغدغه استان را می فهمد و نه برای کسب رتبه و خود نمایی و یافتن جایگاه تلاش می کند که إن شاءالله می کوشد برای مردم و برای مخاطبان و برای قزوین و برای دین
برای این شهر فرهنگ و تمدن و دینمداری که چند سالی است رادیو و تلویزیونش به طور خیره کننده ای ضعیف شده است و مخاطبانشان اندک و اندک تر
هدفش کسب امتیاز نیست اما به لطف خدا امتیاز های خوبی کسب خواهد کرد و ستارگانی افزون می شود به سابقه درخشانش


از مولا و رهبرم آموخته ام هرگز تملق گو نباشم
آنچه را می نویسم و می گویم به آن معتقدم:
ابوالفضل معصومی فر ادای فروتنی درنمی آورد، او متواضع است اما مقتدر و متدین و مدبر
او دوباره آمد تا صدا و سیمای قزوین جان تازه ای بگیرد و انرژی مضاعفی
که بارقه ی امیدی باشد در دل خلق الله دلبسته و نه وابسته به این دانشگاه عمومی
و این انتخاب هم نقطه روشنی باشد در کارنامه دکتر سرافراز سردار رسانه ای رهبر معظم انقلاب
قدمت سر چشم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 مرداد 1393 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک
یا مجیب الدعوات

هیچ چیز در زندگی به اندازه آرامش اهمیت نداره
بعضی وقتا مادرم به آدمای خیلی متمکن شهر اشاره می کنه ماشینای آنچنانی و خانه های بی سر و ته و تفریح ها و امکانات فوق العاده 

مقایسه می کنه خودمونو با اونا 
من همیشه یه سؤال می پرسم و همه چی تموم میشه
می گم مطمئن هستی که اینا آرامش دارن ؟ و دلشون خوش هست؟

من اوایل اردیبهشت امسال از طریق بچه های هیأت با یه پدیده بسیار جالب و پرکاربرد و کم هزینه آشنا شدم

کاربری آسون و بهره برداری جذاب و ارتباط گسترده که همگی برای انسان خوشاینده


بلافاصله بچه ها نرم افراز رو برام ارسال کردند و منو عضو گروه هیأت کردند

به به چه فضای با حالی إإ این فلانیه 
این عکس خودشه؟
این عکس بچشو گذاشته
خاله نسرینم آره؟
أ چه خوش تیپه این
و الی آخر

طولی نکشید که عضو چند گروه شدم و خودم هم یک گروه ایجاد کردم

بحث های مختلف
پیام های جالب
اطلاعات گوناگون
اخبار فوری
عکس های جورواجور

و باز هم اصلا طولی نکشید که

هر چند دقیقه

دینگ دونگ

هی گروه ها رو لیو می کردم

یه گروه جدید میومد با یه جذابیت جدید

حدود دو ماه این روند ادامه داشت

یه روز عصر نشسته بودم چند هزار عکس و فیلم ذخیره شده وایبر رو نگاه کردم
خودم رو کارم رو عبادتم رو درسم رو
تو خونه تو مسجد تو دانشگاه تو تاکسی

یه لحظه یه حس عجیبی اومد تو ذهنم
یه نیروی خیلی قوی
یه عزم جدی

انگشتم رو محکم رو آیکون وایبر نگه داشتم و دیلیتش کردم
رفتم تو تنظیمات تبلت همه اطلاعات برنامه رو حذف کردم
رفتم تو گالری همه عکس ها و فیلم های وایبر رو پاک کردم

انگار یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شده بود
با ذوق زدگی گفتم ماماااااااان! بیا

من وایبر رو لیو کردم

اشک تو چشماش حلقه زد نشست برای سجده شکر
گفت چند روز دعای ثابت نمازم این بود که خدا کمکت کنه این کار رو انجام بدی
و کلی تعریف و تمجید از این کارم


من وایبر رو با بحث های خیلی خوبش با فواید فراوانش از دست دادم
اما چیزی بدست آوردم که وزنش خیلی بیشتر از وزن همه جذابیت های وایبر بود

آرامش




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 تیر 1393 :: نویسنده : امیر علی اکبر بیک
به نام خدا


امشب  با شب های دیگر چه فرقی دارد؟
امشب زمین به گونه ی دیگری می چرخد یا ستارگان پر نورتر شده اند؟
چه جوششی در دلهای آدمیان افتاده؟
هر شب ماه مبارک در مسجد برنامه داشتیم : جلسه قرآن و سخنرانی و مناجات اما به جز سی چهل نفر بچه های هیأت و یکی دو نفر اهالی محل در مسجد نبودند مثلا همین دیشب.
امشب که وارد شدم چشمم پرشد از جماعتی که خاضعانه رو به قبله نشسته اند و دستان خالیشان را رو به آسمان نشان می دهند.
خدایا درست آمده ام!؟
اینجا همان مسجد محمدرسول الله خودمان است؟
این شکوفه ها و جوانه ها و جوان ها چه عطر و بویی به مسجد داده اند.
دوستای عزیز نوجوانم که کتری آب دست گرفتید تا کام این مردمان را که به حلاوت نجوا با یکتا گرما گرفته خنک کنید که به عشق معبودشان نسوزند میدانید امشب چه شبی است و اینجا چه خبر شده است؟
محمد صالح:امشب کتاب آسمانی ما  قرآن نازل شده و راز و نیاز می کنیم با خدا و قرآن به سر میگیریم تا از خدا طلب مغفرت کنیم
محمد باقر: مردم جمع شدن تا از خدا حلالیت بطلبند و قلب های خودشون رو از کارایی که خداوند دوست نداره و انجام دادند پاک کنند تا در آخرت شرمنده نباشیم
 محمد مهدی: امشب شب قدره مردم اومدن اینجا تا هزار بار خداشون رو صدا بزنن که بهش بگن ما تو رو دوست داریم
مهدی: مردم امشب اومدن با خدا حرف بزنن و ازش خواسته هاشون رو بگیرن

خدای من امشب شب قدر است و من قدری ندارم.
شبی که خدا وعده کرده امشب است؟
این مردم آمده اند که به اندازه چند ماه با خدا عشق بازی کنند؟
یک ماه، ده ماه، صد ماه؟
خداوند فرموده است قدر امشب بزرگتر از هزار ماه است.
خدایا این مردم تورا بیشتر از اینها دوست دارند
این پیرمردی که به سختی بدون تکیه گاه نشسته
این میانسالی که تمام روز را برای کسب روزی حلال جهاد کرده 
این جوانی که تازه ازدواج کرده
این جوانی که به سختی چشمانش را باز نگه داشته
این نوجوانی که چشمانش سرخ شده
این کودکی که روی پای پدرش یا آغوش مادرش خواب است
این نوزادی که تا پدرش ایستاده به پشتش نزند آرام نمی شود
این ها و همه ایشان از بزرگی امشب شنیده اند اما وما ادرىک ما لیلة القدر

راستی امشب مسجد با این پوسترها چقدر  بیشتر رنگ و بوی انقلاب گرفته است.
القدس لنا، اسرائیل باید نابود شود، یقینا فلسطین آزاد خواهد شد،
قدس زیر قدم فاجعه لرزید و هنوز
شور این حادثه برسر، نه تو داری و نه من
دلم دارد از جا کنده می شود
امشب مجری اخبار چقدر عذرخواهی کرد برای تصاویری که نشان دادند:
از غزه، از خون، از انسان های قطعه قطعه، از کودکان، از مادران
از جنایت، از خون آشامی، از بی شرمی، از صهیون کثیف
خدایا به حق امشب برادران و خواهرانمان را از این شر بزرگ رهایی بخش

ای شهدایی که عکستان را به دیوار مسجد زده ایم تا عکستان رفتار نکنیم
 شما که این روزها به استقبال شهدای غزه قیام کردید
شاهد باشید که این مردم آماده قیامند برای نابودی کفر، برای نابودی ظلم، برای محو صهیونیزم از صفحه روزگار

خدایا اگر اوضاع کنونی جهان آخر الزمان نیست پس به فریادمان برس در آن عصر
به راستی کیست که جهان را به سامان کند؟ 
و آن روز چقدر نزدیک است.
بک یا الله بک یا الله بک یا الله
عجل لولیک الفرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

دنیاى سرشار از عدالت، پاكى، راستى، معرفت و محبّت؛ دنیاى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است.
امام خامنه ای(حفظه الله)

مدیر وبلاگ : امیر علی اکبر بیک
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :